می نویسم... چون نمی خواهم حرفهایم، جنین های مرده به دنیا آمده باشند... بی فایده و آینه ی دق!؟

شنبه 25 دی 1395
ن : محمدرضا

دوری

 درد دوری می‌کشم گر چه خراب افتاده‌ام

بار جورت می‌برم گر چه تواناییم نیست
 
 
 
سلام امیدوارم خوب باشید

امروز دوتا از عزیزترین هام برای چند سال رفتند

به یک شهر دور... برای کار و زندگی...

براشون بهترین هارو میخوام 

اما خب عادت به این همه دوری هم ندارم 

دلم گرفت...

ازونجاییم که میگن مرد که گریه نمیکنه!!!

گفتم کجا بهتر از اینجا تا در موردش بگم

تا بلکه یکم خالی شم:)

درسته این روزا باوجود اینترنت و شبکه های مجازی

ارتباط ها راحت شده
 
اما بازم اینکه یک نفر رو کنارت داشته باشی 

 با اینکه

از راه دور با یکی چت کنی یا تماس بگیری خیلی فرق داره

اون حضور فیزیکی باعث دلگرمیه :)

ذهنم خیلی شلوغ نیست

اما دلم بدجور گرفته!!!

امیدوارم عزیزانتون ازتون دور نشن

اگرم دور شدن برای چیزای خوب دور بشن

                                                                                                               امضاء
                                                                                                                       وبلاگ نویسِ تنها(نوبادی)

 



:: برچسب‌ها: دوری دلتنگی عزیز


دو شنبه 13 دی 1395
ن : محمدرضا

رابطه


یک مجله فرانسوی در شماره اخیر خود
 
داستان عاشقانه جالبی را نقل می کند:
 
آرنولد پوینتر، ماهیگیر اهل جنوب استرالیا
 
ماده کوسه سفیدی را که در طور
 
ماهیگیری به دام افتاده بود،
 
از مرگ حتمی نجات می دهد.
 
این موضوع اکنون مشکلی برای
 
ماهیگیر به وجود آورده.
 
ماهیگیر می گوید:
 
“2 سال است که این کوسه مرا تنها نگذاشته،
 
همیشه به دنبال من می آید.
 
حضور او همه ماهی ها را فراری می دهد.
 
و من دیگر نمی دانم چه کار باید بکنم؟”
 
خلاص شدن از دست یک کوسه 5 متری،
 
 کار ساده ای نیست، ولی ظاهرا رابطه احساسی
 
دو طرفه ای بین ماهیگیر و کوسه به وجود آمده.
 
ماهیگیر می گوید:
 
“هر وقت من قایقم را متوقف می کنم،
 
به قایق نزدیک می شود،
 
به پشت روی آب شناور می ماند
 
تا من شکم و گردنش را نوازش کنم،
 
سپس سر و صدا می کند، چشمانش را بر می گرداند
 
و باله هایش را با خوشحالی به آب می زند!
 
زندگی اش را مختل کرده است
 
اما...او عاشقش است...
 
این تصویر رابطه برایتان آشنا نیست؟

پی نوشت:
  
این متن رو تو یک کانال تلگرامی دیدم
 
به نظرم جالب بود...

واقعا این روزا رابطه ها خیلی نفس گیر شده
 
وقتی با یکی وارد رابطه میشی
 
انتظار دارن بیست و چهار ساعت کنارشون باشی
 
به حرفاشون گوش کنی
 
قربون صدقشون بری
 
دلداریشون بدی
 
و اون قدر تو این کارا غرق میشی
 
که میبینی از خودت چیزی نمیمونه
 
برنامه هایی که برای زندگی خودت داشتی،
 
عقب افتاده
 
وکلی وابسته ی اون طرف هم شدی
 
طوری که اگه بخوای
 
به زندگیت برسی باید قید اونو بزنی
 
و اگه بخوای با اون باشی
 
باید قید برنامه هات رو بزنی،
 
و اونجاست که مثه یه
 
کشتی که به گل نشسته میشی،
 
گیر میافتی،
 
ازون طرف هم اون طرف به تو عادت کرده
 
و نمیذاره کات کنی ،
 
پس دل شکستن هم تاوانیه که باید بدی
 
اگرهم بخوای هردو رو باهم داشته باشی
 
یعنی هم زندگی،هم اونو
 
یکسره باید باهاش دعوا کنی
 
بگی چرا جوابشو نمیدی
 
بگی چرا بی توجه شدی
 
بگی چرا کم تر چت میکنی
 
کم تر میری دیدنش
 
اونقدر که طاقت هر دوتون طاق میشه و
 
از اخر بهت تهمت میزنن
 
که تو از اولشم رفتنی بودی،
 
یا چشت دنبال یکی دیگه بوده،
 
یا ازین قبیل حرفا...
 
پس رفقای جان
 
یا یکم بیشتر هم دیگه رو درک کنید
 
یا تنهایی اختیار کنید
 
چون کسی از تنهایی نمرده،
 
چون تو یه سنایی یه تصمیمایی باید گرفت
 
که زندگی آیندمونو میسازه
 
مثل سن 17 تا 19 سالگی
 
این مشکلات رو خودم داشتم
 
برای همین ازشون نوشتم،
 
به قول جناب مدیری تو برنامه دورهمی:
 
"دیدم که میگم"
 
موفق باشید



 



پنج شنبه 2 دی 1395
ن : محمدرضا

تفسیر خودمونی

   ای دل چو زمانه می‌کند غمناکت  

 

ناگه برود ز تن روان پاکت 

 

  بر سبزه نشین و خوش بزی روزی چند  
   
 
 زان پیش که سبزه بردمد از خاکت 
 
  - خیام
 
سلام 
 
امیدوارم خوب باشید.
 
الان تقریبا ساعت سه و پونزده دقیقه بامداده
 
و من بی خوابی زده به سرم
 
یه نرم افزار به اسم گنجینه وجود داره
 
برای ویندوز 10 و 8.1 که
 
داخلش شعر های خیلی از شاعرای بزرگ هست.
 
الان از بی خوابی بازش کردم شروع کردم به خوندن
 
تا رسیدم به شعری که بالا نوشته شده از جناب خیام
 
خب وقتی شعر رو خوندم دو تا فکر به ذهنم خطور کرد:
 
1-کلا بیخیال درس و زندگی شم
 
و راه لذات رو در پی بگیرم
 
طبق معنای ظاهری این بیت.
 
اگه بیشتر بهش دقت کنی میبینی یه چیز دیگه گفته:
 
2-نه اقا بیخیال درس و زندگی نشو
 
اما بدون مشکلات همیشه هستن

(طبق قانون بقای مشکل،مشکل نه به وجود میاد
 
نه از بین میره

بلکه از شکلی به شکل دیگر تبدیل میشه)
 
و عمر تو هم محدوده
 
پس به جای زوم کردن روی مشکلات،
 
یکم هم
 
خوبی ها رو ببین.چیزای کوچیکی که
 
باعث شادیت میشن رو ببین.
 
مثلا اگه دیدن اسمون رو دوس داری
 
روزی پنج دقیقه رو چمنا دراز بکش
 
و بی دغدغه فقط اسمون رو ببین
 
(البته با فرا رسیدن فصل سرما توصیه نمیشه!!)
 
یا اگه دیدن لبخند بقیه خوشحالت میکنه
 
بهشون لبخند بزن.
 
یا برو یه فیلم قدیمی خاطره انگیز رو بگیر
 
و با دوستات یا خانوادت ببین.
 
یا "موکتای چرک مرده ی کف اتاقتو بکَن"
 
خلاصه یه کاری که دوس داری بکن
 
موقع غذا خوردن چشاتو ببند
 
به خودت اجازه بده مزه ی غذا رو خوب بچشی
 
 
 
 
 
دو سه هفته پیش اینجا برف اومد
 
شبش آسفالت تو خیابون یخ بسته بود
 
و جون میداد برای سر خوردن
 
اولش با خودم گفتم زشته مردم چی میگن!!!
 
اما خیلی دلم تنگ شده بود برای سر خوردن رو برف...
 
پس لباسامو پوشیدم و رفتم سرسره بازی...
 
اونقدر لذت بردم که اگه همه بگن زشته
 
بازم انجامش میدم...چرا؟
 
چون احساس سر زندگی کردم...
 
هیچ کاری زشت نیست جز دیدن بدی ها،دیدن سیاهیا
 
وقتی این همه نعمت دور و برمون هست.
 
از سنتون،از لباستون،از چهرتون خجالت نکشید
 
فقط مواظب باشید باطنتون جوون و زیبا بمونه...
 
میدونم خیلی حرف زدم
 
قصد داشتم دو خط بنویسم شد طومار...
 
امروز شاید کسی منو نخونه
 
اما بعد ها که من شاید یادم نباشه
 
که همچین وبلاگی
 
داشتم یکی این متن رو بخونه
 
و بگه عجب دیوونه ایم و یه لبخند کوچیکم بزنه
 
همینم برای من باعث خوشبختیه...
 
 
پی نوشت:
 
از هاردی پرسیدند خوشبختی چیست؟
 
گفت فاصله ی بین این بدبختی تا بدبختی بعدی
 
"خوشبختیه"!!
 
مثل هاردی باشید تا از زندگی لذت ببرید
 
حالم خوب شد!!!
 
امیدوارم شما هم بهتر شده باشید!!!
 
و اگه کسی در اینده اینو خوند بدونه من یه مسافر زمانم
 
که از گذشته بهش نامه نوشتم
 
خداحافظ...
 

 



:: برچسب‌ها: مسافر زمان حال اینده لورلوهاردی هاردی خوشبینی خوشبختی نامه دیوونه لبخند


 

تبادل لینک هوشمند

برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان ما گم شده ایم!! و آدرس wearelost.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.